مناسبات ادبی ایران و روسیه

مناسبات ادبی ایران و روسیه

گذشته ، حال ، آینده
سخن گفتن از مناسبات ادبی ایران و روسیه ، برای اهل تتبع و پژوهش در تاریخ مناسبات دو کشور و ملت های بزرگ ایران و روس ، سهل و ممتنع است . سهل از این نظر که تورقی مختصر و تتبعی اندک ، سیلی فراگیر از آثار و آفرینش های ادبی فارسی و روسی را به دست می دهد که هرکدام از منظری بازتاب تعاملات فرهنگی ، تاریخی و تمدنی ملت های دو کشور است و ممتنع از این جهت که ادای حق این مقوله و پرداختن شایسته به آن ، مجال و توان و دانشی فراتر می طلبد .
نیک می دانیم که بار اصلی انتقال مواریث ادبی دو کشور بر گرده مترجمان کوشا و توانمندی بوده است که با برگرداندن شاهکارهای ادبی فارسی و روسی به زبان های متقابل ، دریچه ورود به فرهنگ و تمدن دو ملت را بر روی علاقمندان گشوده اند و در گذر زمان و با اقبال و توجه اندیشه ورزان و ادیبان دو کشور ، این دریچه به بابی میمون و مبارک بدل شده است که از مسیر آن ، بزرگان فرهنگ و ادب ایران و روس مجال خودنمایی و بروز یافته اند .
اگر اهل دل و ادب روس امروزه با خیام ، شاعر و متفکر بزرگ ایرانی ، انس و الفتی دیرین دارد و ترجمه آثار ماندگار فردوسی و سعدی و حافظ و جامی و مولانا جلال الدین ، زینت بخش کتابخانه های فرهنگدوستان روسیه است و در آن سوی خزر ، جنگ و صلح و آناکارنینا در شمار محبوبترین و پرمخاطب ترین رمان ها برای ایرانیان به شمار می روند و نسل کتابخوان ایرانی داستایوسکی و چخوف و بولگاکوف و بزرگانی از این دست را به خوبی می شناسد و از شاهکارهای آنان نه یک ترجمه که چندین ترجمه در دست دارد ، همه و همه حاصل تلاش بزرگانی است که سده ها و دهه های پیش ، باب مبارک پیوند ادبی دو ملت ایران و روسیه را گشوده اند و در گذر زمان بر عمق و پهنای آن افزوده اند .
براساس تتبعات محققان ، نخستین ترجمه های صورت گرفته از فارسی به روسی به قرن هفدهم میلادی باز می گردد که توسط مترجمی ناشناس ، چند باب از بوستان و گلستان سعدی به روسی برگردانده شده است و نسخه خطی این ترجمه ها هم اکنون در کتابخانه دولتی سنت پترزبورگ محفوظ است . بی دلیل هم نیست که رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران از سال جاری میلادی ، جایزه سعدی را برای برترین مترجمان آثار پارسی به روسی اعطاء می کند .
این فرآیند فرخنده ترجمه از فارسی به روسی ، در طول سده های ۱۸ و ۱۹ ، متاثر از فخامت و مطلوبیت ویژه خیام برای روس زبان ها ، سهم عمده ای را به این شاعر بزرگ ایرانی اختصاص می دهد .
هرچند حافظ شیرازی ، یکه تاز بی همتای عرصه غزل عاشقانه فارسی ، که هنوز آن گونه که شایسته است به مخاطب هنرپرور روس معرفی نشده است ، ولی از جمله اولین شاعران ایرانی است که در جریان ترجمه آثار ادبی فارسی مورد توجه قرار می گیرد و در سال ۱۸۶۰ میلادی ، توسط آفاناسی آفاناسویچ فت با برگردان ۲۴ غزل به روس زبان ها معرفی می شود ولی این خیام است که در شمارگان ترجمه و میزان توجه و اقبال کتابخوانان و ادیبان روس ، گوی سبقت از همه می رباید .
بر اساس احصاء اینجانب ، از سال ۱۸۹۱ که اولین ترجمه رباعیاتی از خیام در روسیه عرضه شد ، تا کنون بیش از ۱۲۰ ترجمه از این شاعر و حکیم بلند آوازه ایرانی صورت پذیرفته است و بی تردید ، از این نظر ، خیام را رقیب و هماوردی نیست .
پس از این دو شهسوار عرصه ادب فارسی ، بزرگانی دیگر از کاروان پرحشمت ادبیات فارسی ، در طول چند سده اخیر مورد توجه فرهیختگان و ادب دوستان روس قرار گرفته اند و از این روست که فردوسی ، نظامی گنجوی ، رودکی ، جامی و مولوی یا همان رومی نام هایی آشنا برای اهالی کتاب و فرهنگ و ادب روسیه اند .
در ایران اما با فاصله ای محسوس ، اولین ترجمه ادبی روسی به فارسی به اواخر قرن نوزدهم بر می گردد و به صورت فراگیر ، از اوایل قرن بیستم است که با ترجمه آثاری از چخوف ، تالستوی ، گورکی و پوشکین ، جامعه تازه از خواب استبداد بیدار شده ایرانی که انقلاب مشروطیت را پشت سر گذاشته است ، با میراث ارزشمند ادبی روسیه به ویژه در حوزه نثر و داستان آشنا می شود و از این میراث ، اثرها می پذیرد .
نکته شایان توجه این که اگر ادبیات روس از آثار منظوم ترجمه شده فارسی متاثر گردید و آثار این تاثیر تا اکنون نیز بر جای مانده است ، این آثار منثور و ادبیات داستانی روس است که با اقبالی فراگیر در جامعه ادبی ایران مواجه می گردد و بی اغراق ، شکل دهنده جهان داستانی نویسندگان برجسته ایرانی است .
فرصت و مجال پرداختن به جنبه ها و صور متعدد تاثیر و تاثر ادبیات ایران و روسیه در این سال ها که بستر ارتباطات ادبی شکل می گیرد نیست و حق مطلب را باید در مجالی دیگر ادا کرد .
این مقطع از تعاملات ادبی ایران و روسیه را با اجازه حضار محترم فرو می نهم و اشاره ای گذرا به حال می نمایم .
جریان روابط ادبی ایران و روسیه در خلال قرن بیستم میلادی ، با همه افت و خیزها و تحولات سیاسی و اجتماعی که مهم ترین آن ها انقلاب اکتبر روسیه و انقلاب مشروطیت ایران و در پی آن انقلاب اسلامی است ، تداوم می یابد و نه تنها از حرکت با نمی ایستد ، که بنا به علل و عواملی که شرح و بسطی جداگانه می طلبد ، گسترش نیز می یابد .
معرفی ادبیات داستانی معاصر ایران که بیش از همه به بزرگانی چون کمیساروف و جهانگیر دری مدیون است ، جریان تعاملات ادبی دو کشور را به مرحله ای جدید گذر می دهد . به همت این بزرگان است که نویسندگانی چون جمال زاده ، صادق هدایت ، چوبک ، سیمین دانشور و بزرگانی از این دست در نزد اهالی ادب روس شناخته شده و حتی محبوبند و شاید تعجب کنید که حتی شاعری روس در رثای صادق هدایت شعر سروده است .
در این دوران ، صد البته خیام هنوز و همچنان پیشتاز بلا رقیب است و در پی او فردوسی و رومی و سعدی و حافظ و رودکی ، جان شیفتگان ادبیات منظوم فارسی را روشن می کنند و در کنار آنان اثار ادبیات داستانی معاصر ایران ، با تیراژهایی فراتر از انتظار ، چشم و دل ادب دوستان را به گوشه هایی از آداب و رسوم و فرهنگ ایرانیان باز می کند .
وقوع انقلاب اسلامی ، که تحولی اساسا فرهنگی بود ، ارزش ها و نرم هایی دیگرگون را به جامعه جهانی معرفی می کند و ادبیات ، بازوی توانای انتقال این معانی و مفاهیم است . در سی و پنج سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، ستارگانی صاحب سبک در عرصه شعر و نثر ، در آسمان ادبیات ایران پدیدار شده اند که ترجمه و معرفی آنان به جهان ادبیات روس زبان ، گامی موثر در تحکیم پایه های پل ارتباط ادبی ایران و روسیه است .
در این عرصه ، با وجود کارهای خوب صورت گرفته ، گام های ناپیموده بسیار است و اقتضاء و تقاضای مخاطبان افزون بر آن چه گمان می رود و از این رو ، استمرار و بازسازی نهضت ترجمه ادبیات فارسی به روسی ، که در طول بیش از سه قرن ، آبشخور اهل معنا و ادب روسیه را فراهم ساخته است ، از ضروریات این عرصه است .
ادبیات معاصر روس هم سرنوشت و وضعیتی شبیه به این را در ایران دارد . گرچه کتابخوانان روس با نام هایی چون بولگاکوف و ناباکوف آشنایند و آثار متعددی از آنان را دیده و خوانده اند ولی تمامیت ادبیات منظوم و منثر روسیه ، آنگونه که باید ، بر مخاطب علاقمند عرضه نشده است .
هم ما و هم شما ، هر دو در حسرت شاهکارهای ادبیات کلاسیک خود هستیم و به فاصله آشکار آفرینش های ادبی امروزمان با آنچه در دوران اوج ادبیات کلاسیک ایرانی و روس بوده است واقفیم ولی با فرض همه گیری این عارضه ، نمی توان و نباید از ارزش های آثار امروزین و معاصر ادبی دو کشور غافل بود .
از این مقدمه پلی بزنم بر آنچه در صدر و موضوع سخنم طرح شد و آن چشم انداز آینده تعاملات ادبی ایران و روسیه است .
اقبال به زبان فارسی در روسیه و زبان روسی در ایران ، دانشکده ها و مراکز آموزش عالی دارای کرسی ها یا واحدهای آموزش زبان فارسی در روسیه و زبان روسی در ایران ، گذشته پرافتخار ترجمه آثار ادبی ایرانی و روس به زبان های یکدیگر ، مشابهت های فرهنگی و حس همچنان زنده هویت طلبی در بین اقشار فرهیخته ایرانی و روس که در عصر غلبه گلوبالیسم ، منادی حفظ و حراست از سنت های اصیل ملی و معنوی اند و ارتباطات گسترده دانشگاهی و فرهنگی دو کشور ، همه و همه زمینه هایی مساعد و مهیا برای در افکندن طرحی نو و برپاساختن نهضتی نوین در امر ترجمه ادبیات دو کشورند .
برنامه هایی چون المپیاد زبان و ادبیات فارسی در روسیه که به آوردگاهی برای رقابتی سالم و ماندگار در بین دانشجویان زبان فارسی بدل شده است ، حضور اساتید اعزامی از وزارت علوم ایران در روسیه که زمینه های رشد دانش و توانایی فارسی آموزان را فراهم می سازد ، برگزاری دوره های دانش افزایی زبان و ادبیات فارسی در ایران و روسیه و همکاری های گسترده محافل ادبی و فرهنگی دو کشور که در قالب برنامه هایی چون پل ادبی ایران و روسیه ، چله ادبی از سعدی تا پوشکین ، برنامه ادبی و فرهنگی یک هفته با تالستوی ، سمینار نقش زنان در ادبیات معاصر ایران و روسیه و نشر اثار و مجلات و کتاب هایی با موضوع معرفی ادبیات معاصر دو کشور ، از جمله اقداماتی است که می تواند در گسترش این موج و فراگیری آن مساعدت نماید.
تشویق و ترویج ترجمه آثار ادبیات معاصر ایرانی و روس به زبان های متقابل ، که از طرق و ابزار مختلف قابل انجام است ، به شکل گیری نسل بالنده و جوانی دامن خواهد زد که حاملان راستین میراث سترگ فرهنگ و ادبیات و هنر دو ملت بزرگ ایرانی و روس خواهند بود .
حمایت از این نسل بالنده و روبه رشد ، فراهم ساختن زمینه های رشد علمی آنان و برقراری ارتباط سالم و مستمر بین زنجیره ایران شناسان پیشکوست و جوانان آینده دار ، می تواند چشم اندازی روش از آینده تعاملات ادبی ایران و روسیه را رقم زند .
زیرساخت هایی چون بنیاد بین المللی ایران شناسی مسکو که با تلاش و همت پیشینیان فراهم آمده است در تحقق این هدف والا ، به خوبی می تواند زمینه ها و بسترهای بومی سازی و گسترش و تعمیق این نوع پژوهش ها و فعالیت های فرهنگی را فراهم آورد .
رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران نیز چون گذشته ، در راستای وظایف سازمانی خود ، آمادگی هرگونه همکاری و مشارکت در این فرایند مبارک و خجسته را دارد .

به اشتراک بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *